هنوز یاد و خاطرش در گذر ایام گم نشده و وجود معتبرش در زیر خروار خاک مدفون نگشته ... اما چطور ممکن است که عمر به سرآید ، نفس حبس در قفس شود و روزها و سالها بگذرند ، آدم ها بیایند و نو شوند ام

ادامه مطلب...

نسیم بهار دوباره آهنگ وزیدن می کند ، تابستان با اشعار سوزانش می آید ، پاییز با رقص برگهای نارنجی اش زمستان کوک می کند و زمستان با دمیدن در صور ممات پایان سال می شود.

ادامه مطلب...

کلامتان چه شوری داشت ، نگاهتان چه مهری ، چه زیبا و وزین سخن می گفتی ، هنگام سخن گفتن حلاوت آنچه در مکتب اهل بیت علیه السلام آموخته بودید از چشمان و چهره عاشقتان ، آوای بلند عاشقی سر می داد.

ادامه مطلب...

ای مهربان پدر کودکانی از سرزمین مهر ثانیه ها می آیند ، دقایق می گذرند ، ساعات در پی یکدیگر فرا می رسند و هر صبح خورشید با طلوعش با زمین و آسمان یکصدا می شود و سرود پرواز و درخشیدن سر می دهد

ادامه مطلب...

در حسرت حضورش فغان شور می گیرد و جان از فراقش از خویش غمخانه می سازد . اما هیچکدام اینها راه چاره نیست و دوست را به سرمنزل مقصود نخواهد رسانید چراکه زندگی حقیقت دارد و پرواز از آن نیز حق آد

ادامه مطلب...

از یادمان نخواهد رفت ، غم کودکان یتیم ، چه داغ سنگین و سوزناکی بر قلب مهربانت بود.آنقدر غم محرومین و نیازمندان جانت را تسخیر مینمود که شادی را خاطت می بد و به خود می آمدیم و می دیدیم غم این ع

ادامه مطلب...

به نام زیباترینی که می خنداند و می گریاند. ای معلم سرزمین بیداری وحضور،ای موی سپید کرده بوستان تلمذ مولایمان حضرت علی (علیه السّلام) و ای مرد سجاده نشین شبهای تنهایی وسکوت... جایت بسیار خالی

ادامه مطلب...