نسیم بهار دوباره آهنگ وزیدن می کند ، تابستان با اشعار سوزانش می آید ، پاییز با رقص برگهای نارنجی اش زمستان کوک می کند و زمستان با دمیدن در صور ممات پایان سال می شود.

اما شما در هیچ یک از این آنات و ساعات و روزها و سال ها که بی هیچ تاملی در پی هم می آیند ، در کنار ما نیستید.

و ما را از عطر گل محمدی بهار که بسیار دوستش داشتید تا رخت سپید زمستان به تنهایی و تنهایی سپردید و رفتید.

باشد ... ما را شکوه ای نیست ... چرا که آجر به آجر خیریه اشرف الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلم را با ایمان به احدیت بنا نهادید و ما نیز با صبر و همت ادامه می دهیم راه پر نورتان را ... اما یقیناً ، همیشه و همه جا ملتمس دعای مملو از عبودیت و نگاه سرشار از محبت شما هستیم ای پدر .

ارسال شده 2 سال پیش


نظرات
    هنوز نظری ثبت نشده است.

نظر دهید